کوله پشتی

گروه کودک و نوجوان روزنامه شهر آرا

همسایه ی خوب ما

یک خاطره از اسارت

یک روز که واقعا حوصله هیچ کاری را نداشتم و همین طور مانده بودم چه کار کنم، فکری به سرم زد. آن موقع تصمیم گرفتم به سراغ همسایه مان آقای محمد علی مهاجر بروم و از او بخواهم از خاطرات دوران اسیری اش برای من تعریف کند. به تقویم نگاه کردم، 26 مرداد ماه سالروز بازگشت اسرا و آزادگان داشت تمام می شد. اما عیبی نداشت. می دانستم که او وقتی 16 ساله بوده به دست دشمن اسیرشده است. به خانه اش رفتم. او مرا بارها در کوچه دیده بود و می دانست همسایه شان هستم. حتی با پدرم هم دوست بود. آقای مهاجر به نظرم، یک سرباز قوی بوده که توانسته بود در برابر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:27  توسط محمد احمد زاده  | 

نخستین تجربه های بزرگ شدن

ما همگی می دانیم خواندن نماز خوب است و ثواب دارد. امابا تمام این ها هنوز جای گفتن باقی است. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: « وضو کلید نماز و نماز کلید بهشت است.» هر انسانی که نماز می خواند قطعا کنجکاو می شود و می خواهد ببیند نماز چه فوایدی دارد. به همین دلیل به مطالعه درباره ی نماز می پردازد. دیروز وقتی نماز خواندنم تمام شد،کنجکاو شدم تا ببینم نماز چه فوایدی دارد؛ از این رو کتابی را باز کردم که اسمش ، راز آرامش وسلامتی،بود. وقتی به فهرست کتاب نگاه کردم یکی از عنوان های فهرست فواید نماز، بود. کتاب را ورق زدم تا به صفحه هشتاد و نه رسیدم. در این کتاب خواندم رکوع باعث تقویت عضلات پهلو ، ساق ، ران ، گردن وصورت و سجده باعث تقویت آسودگی و آرامش می شود و همچنین عصبانیت را تسکین می دهد. ما با خواندن این مطلب نتیجه می گیریم با نماز خواندن، آرامش را به خود هدیه می دهیم و از سلامتی بیشتر بهره مند می شویم و... در پایان سخنانم می خواهم بدانید حضرت محمد(ص) نماز را به چه چیزی تشبیه کرده اند. ایشان می فرمایند:« نماز مانند چشمه ی آب گرمی است که در خانه ی هر مسلمانی جاری است و انسان هر شبانه روز خود را در آن پنج بار شستشو   می دهد.»

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:8  توسط محمد احمد زاده  | 

پژواک

كودكان و نوجوانان عزيزوهمشهریان گرامی! ستون پژواك آماده طرح سئوال‌هاي شما به مسئولان مربوط در حوزه‌هاي مختلفي است كه به شما ارتباط پيدا مي‌كند. سئوال‌هاي خود را به آدرس روزنامه شهرآرا فرستاده و يا با تلفن 5-7288881 داخلي 106 تماس حاصل فرماييد و یا در قسمت نظرات قرار دهید و منتظر جواب خود در صفحه كوله‌پشتي روزهاي سه‌شنبه باشيد.
آيا ستادهاي اوقات فراغت در طي ماه مبارك رمضان فعاليت دارند؟
به گزارش خبرنگار كوله‌پشتي، رئيس سازمان دانش‌آموزي خراسان رضوي گفت: همه ستادهاي اوقات فراغت در ماه مبارك تا آخر تابستان فعاليت خواهند داشت. ارسلان سبحاني ادامه داد: از جمله برنامه‌هاي خاص و مورد توجه اين ستادها، برگزاري محافل قرآن و اعتكاف دانش‌آموزي خواهد بود.
وي تصريح كرد: اعتكاف دانش‌آموزي امسال همچون گذشته در 23 تا 25 ماه مبارك رمضان به صورت سراسري در مقطع متوسطه برگزار خواهد شد.
سبحاني افزود: شرايط شركت در مراسم پرفيض اعتكاف چند روز قبل از آن، در اطلاعيه‌اي از طريق رسانه‌هاي عمومي اعلام خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 17:53  توسط امیرعلی قاسمی  | 

زندگی

زندگی خوب است اگر ما بخواهیم ...

بیاییم زندگی را به کام دیگران تلخ نکنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 23:40  توسط امیرعلی قاسمی  | 

مردم از مصرف غذاهای آماده در ماه رمضان خودداری کنند

یک کارشناس ارشد تغذیه گفت: از مصرف غذاهای آماده فست فود در ماه رمضان خودداری شود.

علی آبادی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران، اظهار داشت: غذاهای آماده مضر نیستند اما آن ها را نمی توان به عنوان غذایی کامل و مفید به عنوان وعده های سحری و افطاری در ماه مبارک رمضان مصرف کرد.

وی مشکلات مصرف غذاهای آماده را سخت بودن هضم آن دانست و افزود: این سختی در هضم این مواد در اثر مواد نگهدارنده و چربی بسیار بالای آن است و به هیچ عنوان مصرف آن توصیه نمی شود.

علي آبادي تشنگی زودرس را از مشکلات دیگر مصرف فست فود عنوان کرد و تصریح کرد: وجود نمک بسیار بالا در غذاهای آماده موجب تشنگی زودرس در ماه مبارک رمضان می شود.

وی خاطرنشان کرد:اگر فردی مجبور به مصرف غذاهای آماده شود می تواند از غذاهایی استفاده کند که در صورت ممکن در آن از کالباس و سوسیس استفاده نشده باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 22:31  توسط امیرعلی قاسمی  | 

ماه و مادر

دوباره ماه نو آمد               كنار آسمان خنديد

مبارك گفت با شادي         پدر وقتي كه آن راديد

هلال ماه تنها بود              تماشايي تر از هر ماه

به استقبال او رفتي           كه تازه مي رسيد از راه

نشان مي داد با انگشت     پدر آن ماه زيبا را

خدا مي ديد مي دانم         من و مامان و بابا را

پدر پرسيد  از مادر             اذان كي ساعت چند است

و مادر گفت با لبخند          سحر به چشم من بند است

بدون كوك مي داند            زمان را بهتر از ساعت

چقدر اين مادرم خوب است    به او گفتم خدا قوت

                            طيبه ثابت

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 15:0  توسط امیرعلی قاسمی  | 

مصرف چای فراوان از یبوست جلوگیری نمی کند

یک کارشناس ارشد تغذیه گفت:مردم برای جلوگیری از یبوست از مصرف چای زیاد خودداری کنند.

علی آبادی،کارشناس ارشد تغذیه در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران،افزود:یکی از راههای جلوگیری و یا رفع یبوست،مصرف فیبر رژیمی است که انواع میوه ها و سبزی ها را شامل می شود.

وی دیگر راههای جلوگیری از یبوست را مصرف مایعات فراوان دانست و اظهار داشت:منظور از مصرف مایعات فراوان در مرحله ی نخست آب خالص می باشد و بعد از آن مصرف چای و آب میوه های طبیعی است که مصرف آن هم باید به مقدار متعادل باشد تا به بهبود کار دستگاه گوارش کمک کند.

وی افطار با قندهای مصنوعی را کاری اشتباه دانست و ادامه داد:با خالی بودن چند ساعته معده و پایین آمدن قند خون،توصیه می شود تا افراد افطار خود را با قندهای طبیعی همچون خرما و کشمش باز كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 14:39  توسط امیرعلی قاسمی  | 

زحل، سلطان حلقه ها

به نام خالق هفت آسمان

سلام

سوال کرده بودم: با توجه به فواصل سیاراتی که تا کنون در مورد آنها در صفحه کوله پشتی خواندید، آیا میتوانید رابطه ای میان این اعداد پیدا کنید؟ اگر رابطه را پیدا کردید، پاسخ را در بخش نظرات همین مطلب بیان کنید!

راهنمایی: به اعداد ستون های رنگی دقت کنید.

ترتیب مدار

نام سیاره

فاصله بر حسب میلیون کیلومتر

فاصله بر حسب AU

(فاصله زمین تا خورشید = 1AU)

1

تیر

58

0.4

2

ناهید

108

0.7

3

زمین

150

1

4

مریخ

228

1.5

5

کمربند سیارک ها

420

2.8

6

هرمز

778

5.2

7

کیوان

1427

9.5

 لطفا خودتون راجع به این سوال فکر کنید و در اینترنت جست و جو نکنید!

مطمئن باشید اگر کمی از ریاضیات چهارم دبستانتان استفاده کنید به نتیجه خواهید رسید.

و این موفقیت بسیار لذت بخش تر از یافتن جواب در اینترنت است.

باز هم خواهش میکنم خودتان دست به کار شوید...

 

چند تصویر زیبا از سیاره ی کیوان + متن مطلب روز سه شنبه ۱۴ تیر رو در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 14:49  توسط سجاد صابری  | 

حضرت فاطمه زهرا

حضرت فاطمه زهراء (س) دختر گرامی پیامبر اکرم (ص) و خدیجه کبری است. پدری چون پیامبر خدا و

مادری چون خدیجه کبری که از نیکو‌ترین و عفیف‌ترین زنان عرب قبل اسلام و در دوره اسلامی نخستین

زنی که به پیامبر اکرم (ص) ایمان آورد وآنچه از مال دنیا در اختیار داشت در راه پیشرفت اسلام بذل کرد.

حضرت زهرا (س) در بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت در مکه مکرمه چشم به دنیا گشود.

صدیقه، طاهره، مبارکة، زکیّه، راضیه، مرضیّه، محدثَّه و بتول القاب حضرتش می‌باشد.

 زهراء (ع) در خانه‌ای که محل نزول وحی و آیات قرآن است پرورش و بزرگ شده است. حضرت زهرا

(علی‌ها السلام) بیشتر اوقات شب را به عبادت مشغول مىشد. آن قدر نمازهاى شب ایشان طولانى

میشد که پایش ورم میکرد و در نماز‌هایش برای مردان و زنان با ایمان دعا می‌کرد. و ایشان همیشه

سفارش می‌کرد که همسایه مقدم است.

حضرت زهرا (علی‌ها السلام) بعد از ازدواج با امیرالمؤمنین على (علیه السلام)، به عنوان بانویى

نمونه بر تارک قرون و اعصار درخشید. شوهری چون امیر المومنین (ع) که بیش از سیصد آیه از قرآن

شریف درباره او نازل شده. شوهری که از نظر تاریخ، قطعی است که اسلام مرهون او است. شوهری

که به اعتراف اهل تسنن، عمر بیش از هفتاد مرتبه در مواقع مختلفه گفته: لولا علی لهلک عمر.

زهراء (ع) هرگز از انجام عمل خیر دریغ نمی‌کرد. روزی پیرمرد فقیری و گرسنه نزد پیامبر اکرم آمد و و

درخواست کمک کرد.

پیامبر فرمود: اکنون چیزى ندارم ولى «راهنماى خیر چون انجام دهنده آن است.» سپس او را به منزل

فاطمه (علی‌ها السلام) راهنمایى کرد. بدین جهت پیرمرد به خانه زهرا (ع) رفت و از ایشان کمک

خواست. زهرا (علی‌ها السلام) فرمود: ما نیز اکنون در خانه چیزى نداریم، سپس گردن بندى را که

دختر حمزةبن عبدالمطّلب به او هدیه کرده بود از گردن باز کرد و به پیرمرد فقیر داد. مرد بینوا گردن بند را

گرفت و به مسجد آمد. پیامبر همچنان در میان اصحاب نشسته بود و پیرمرد عرض کرد: اى پیامبر خدا

(صلى الله علیه وآله وسلم)، فاطمه (علی‌ها السلام) این گردن بند را به من احسان نمود تا آن را

بفروشم و به مصرف نیازمندىام برسانم. پیامبر گریست.

عمّار یاسر با اجازه پیامبر گردن بند را از پیرمرد خرید. عمار بس از خرید گردن بند، گردن بند را به غلام

خود داد و گفت: این را به رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) تقدیم کن، خودت را هم به او

بخشیدم. پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) نیز غلام و گردن بند را به فاطمه بخشید. غلام نزد فاطمه

آمد و آن حضرت گردن بند را گرفت و به غلام فرمود: من تو را در راه خدا آزاد کردم. غلام خندید. فاطمه

(علی‌ها السلام) راز خنده‌اش را پرسید. پاسخ داد: اى دختر پیامبر! برکت این گردن بند مرا به خنده

آورد که گرسنه اى را سیر کرد، برهنه اى را پوشاند، فقیرى را غنى نمود، پیاده اى را سوار نمود، بنده

اى را آزاد کرد و عاقبت هم به سوى صاحب خود برگشت.

 زهراء (ع) و خاندان ایشان به امر پیامبر برای شفای حسنین (ع) سه روز روزه نذر کردند. درروز اول

هنگام افطار فقیری رسید و در خواست غذا کرد. زهراء (ع) افطار خود و خانواده خود را به فقیر دادند. روز

دوم در هنگام افطار یتمی نزد خانه ایشان امد و درخواست کمک کرد.. زهراء (ع) بار دیگر افطار خود و

خانواده خود را به یتیم دادند. روز سوم در هنگام افطار اسیری نزد ایشان آمد و درخواست غذا کرد و این

بار هم زهرا (ع) افطار خود و خانواده خود را به اسیر دادند. که آیه شریفه نازل شد (و یطعمون الطعام

علی حبه مسکینا و یتیما واسیرا. انما نطمعکم لوجه الله لا نرید منکم جزاءا و لا شکورا). یعنى با اینکه

اشتهاى آن طعام را داشتند ولى ایثار کردند، به مسکینان مسلمین، به ایتام مسلمین، و به اسراى

مشرکین. و ما فقط برای رضای خدا به شما طعام می‌دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی هم

نمی‌طلبیم. این اشاره به عصمت زهراء (ع) است که اینگونه برای رضای خدا و ا حیاء اخلاق اسلامی

خدا را فدای اسلام می‌کنند.

در دامن پاک فاطمه زهرا (ع) بود که دو امام بزرگوار و دو شخصیت ممتاز عالم بشری، حضرت امام

حسن (ع) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسین (ع) سرور شهیدان تربیت یافتند، و نیز زینب کبری

(ع) حماسه مجسم و مجسمه شجاعت و نمونه یکتا در سخنوری و حق طلبی که پیام حسینی و

حماسه عاشورا را در جهان اعلام کرد و نقاب شرک و ریا و پستی و دنیاپرستی را از چهره یزید و

یزیدیان به یک سو زد. زهرا (ع) از نظر فرزند‌ام الائمه است، مادر عصاره عالم خلقت حضرت بقیه الله

است.

در نبرد خندق، فاطمه زهرا (علی‌ها السلام) نانى را براى رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) برد،

پیامبر پرسید: این چیست؟ فاطمه (علی‌ها السلام) پاسخ داد: نان پختم، دلم آرام نگرفت تا اینکه

برایتان آوردم. پیامبر فرمود: این اوّلین غذایى است که پس از سه روز در دهان می‌گذارم.

 در سال یازدهم هجری در آخر ماه صفر رحلت جانگداز پیامبر (ص) پیش آمد و

چه دردآور بود جدایی این پدر و دختر - پدری چون پیامبر گرامی که همیشه هنگام سفر با آخرین کسی

که وداع می‌کرد و او را می‌بویید و می‌بوسید، دخت گرامیش بود و چون از سفر بازمی گشت، اولین

دیدار را با دخترش داشت. پیوسته از حالش جویا می‌شد و رازی از راز‌ها را در گوش جانش می‌گفت و

دختری که پیوسته از کودکی در کنار پدر بود و از او پرستاری می‌کرد.

 بیمارى رسول خدا در روزهاى آخر عمرش شدّت یافت. فاطمه (علی‌ها السلام) در کنار بستر پیامبر،

چهره نورانى و ملکوتى پدر را مىنگریست که از شدّت تب عرق مىریخت. فاطمه در حالى که به پدر

نگاه مىکرد به گریه افتاد، پیامبر نتوانست ناآرامى دخترش را تحمّل کند، در گوش او سخنى گفت که

فاطمه آرام شد و لبخند زد.

فاطمه گفت: پدرم به من فرمود: تو نخستین کس از اهل بیت من هستى که به من ملحق مىشوى،

و از این رو شاد شدم.

فاطمه (علی‌ها السلام) تا وقتى که رسول خدا از دنیا نرفته بود، سختى‌ها و تلخى‌ها زندگى را با

دیدن سیماى تابناک پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) بر خود هموار مىنمود، ملاقات پدر تمام

رنج‌ها را از خاطرش مىزدود و به او آرامش و قدرت مىبخشید.

امّا مرگ پدر، مظلوم شدن شوهر، از دست رفتن حقّ، و بالا‌تر از همه دگرگونیهایى که پس از رسول

خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) ـ به فاصله اى اندک ـ در سنّت مسلمانى پدید آمد، روح و سپس

جسم دختر پیغمبر را سخت آزرده ساخت.

چنان که تاریخ نشان مىدهد، او پیش از مرگ پدرش بیمارى جسمى نداشته است.

فاطمه را شبانه دفن کردند و على (علیه السلام) او را به خاک سپرد و رخصت نداد تا ابوبکر بر جنازه او

حاضر شود، و او این گونه مظلوم و شهید از دنیا رفت.

در تاریخ شهادت آن بانوى بزرگ نیز محدّثان اقوال گوناگونى دارند که مشهور‌تر از همه، سیزده جمادى

الاولى سال یازده هجرى و دیگرى سوم جمادى الثّانى‌‌ همان سال است.

حضرت زهرا (ع) در سال یازدهم از هجرت، سوم جمادی الثانی به دست گردانندگان سقیفه بنی

ساعده شهید شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 18:52  توسط محمد احمد زاده  | 

گفت و گوی میز و نیمکت

میبینی آقای نیمکت من اینقدر خاکی و کثیف هستم؟ مییدانی چرا؟ - نه چرا ؟              

 خب پس بگذار برایت بگویم :(( زنگ آخر که می شود بچه ها با کفش هایشان روی من راه می روند ومن کثیف می شوم .)) - من هم مثل تو کثیف هستم بخاطر این که توی کلاس بچه ها روی پوست آهنین من با خودکار یا غلط گیر شکل می کشند. درد و دل های میز و نیمکت همین جور ادامه داشت و در آخر سال آقای ناظم و بقیه ی همکارها  کمک  کردند  و میز و نیمکت را داخل انباری گذاشتند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 18:5  توسط محمد احمد زاده  |